سديد الدين محمد عوفى
312
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و اوميد من به رحمت آفريدگار است « 1 » . چون امير المؤمنين على رضى اللّه عنه « 2 » اين فصول بپرداخت عمر رضى اللّه عنه او را ثنايى « 3 » گفت و حاضران به فضل و بزرگى او اعتراف نمودند و « 3 » اقرار كردند « 4 » . حكايت ( 24 ) آوردهاند كه در آن وقت كه عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما « 5 » از مدينه به شام مىرفت و نابينا « 6 » شده بود و غلامى داشت قاسم « 7 » نام كه قايد او بود « 8 » و در اثناى راه باران گرفت . عبد اللّه گفت : اى غلام بنگر كه درين راه جايى پوششى « 9 » هست ؟ غلام نگاه كرد « 10 » غانهء « 11 » پلاسين « 12 » ديد « 13 » كهنه « 14 » و بدان طرف راند . زنى ديد و پيرى « 15 » و بزكى در خانه بسته « 16 » . چون عبد اللّه درآمد سلام كرد . آن پير جواب داد و او را « 17 » در آن « 18 » خانه « 19 » فرود آورد و به تعظيم بنشاند و زن را گفت : كارد بياور « 20 » . زن گفت : كارد چه خواهى كردن « 21 » ؟ گفت : اين بزك را بخواهم كشتن « 22 » تا « 23 » بريان كنم و پيش مهمان آورم . آن زن گفت : زندگانى ما از اين « 24 » بزك است كه غذاى ما از شير اوست و چون او را بسمل كنى حال ما چه شود « 25 » جز مرگ سبيلى « 26 » ديگر نباشد . آن مرد « 27 » گفت : مرگ بهتر از زندگانى بىجوانمردى
--> ( 1 ) مج : به رحمت پروردگار اميدوارم ( 2 ) مپ 2 : كرم اللّه وجهه ( 3 ) مج + عظيم ( 4 ) مپ 2 : آوردند ، مج : و به فضل و بزرگى او اعتراف نمود ( 5 ) متن : عنه ( 6 ) مج : و او در چشم ضعيف ( 7 ) متن و مپ 2 : قسم ، مج : منم ، بنياد : مقسم ( 8 ) مج - كه قايد او بود ( 9 ) متن : پوشش ، مج : بيشه و بارانگريزى ، بنياد : منزلى ( 10 ) مپ 2 : گفت هست ( 11 ) مج : خانهء ديد ، بنياد : خانهء دو ( 12 ) مج : پلاسى ( 13 ) مج - ديد ( 14 ) مج + است ( 15 ) مج : در آنجا زالى بود و پيرى ( 16 ) مپ 2 - غانه پلاسين ديد كهنه . . . . بسته ( 17 ) متن - او را ، مج : ويرا + به تعظيم تمام ( 18 ) متن - آن ( 19 ) مپ 2 - او را در آن خانه ( 20 ) مج : و از پيرزن كارد خواست ( 21 ) مپ 2 : كارد را چه مىكنى ( 22 ) مپ 2 : بخواهم كشت ، مج : بسمل خواهم كرد ( 23 ) متن : كه ( 24 ) مج : ما بسبب ( 25 ) متن - چه شود ( 26 ) متن : سببى ( 27 ) مج : پير